تبليغاتX
.............. آخرین نفس.........

.............. آخرین نفس.........
 
قالب وبلاگ

 

به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام

 

 غم ها بوجود آورنده ي اشكها، به نام اشک تسکين دهنده

 

 قلبها، به نام قلبها ايجادگر عشق و به نام عشق

 

 زيباترين خطای انسان...

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

    تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

[ شنبه 8 آبان1389 ] [ 11:56 ] [ الهه ] [ ]

 

به قول دکتر شريعتی: لحظه ها را گذرانديم که به خوشبختی برسيم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.
اين متن ارزش خوندن داره فقط دو دقيقه وقت ميگيره حتما تا آخرش بخونيد.
 
  

 

همه ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه زندگي بهتري خواهيم داشت اگر:
شغلمان را تغيير دهيم
مهاجرت كنيم
با افراد تازه اي آشنا شويم
ازدواج كنيم
 
فكر ميكنيم،‌ زندگي بهتر خواهد شد اگر:
ترفيع بگيريم
اقامت بگيريم
با افراد بيشتري آشنا شويم
بچه دار شويم
 
و خسته مي شويم وقتي:
مي بينيم رييسمان نمي فهمد
زبان مشترك نداريم
همديگر را نمي فهميم
مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند
بهتر است صبر كنيم ...
 
با خود مي گوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
رييسمان تغيير كند، شغلمان را تغيير دهيم
به جاي ديگري سفر كنيم
به دنبال دوستان تازه اي بگرديم
همسرمان رفتارش را عوض كند
يك ماشين شيك تر داشته باشيم
بچه هايمان ازدواج كنند
به مرخصي برويم
و در نهايت بازنشسته شويم....
 
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
 
اگر الآن نه، پس كي؟
 
زندگي همواره پر از چالش است.
 
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
 
به خيالمان مي رسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سر راهمان هستند، كنار بروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم
كاري كه بايد تمام كنيم
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم
بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم
و ...
بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
 
بعد از آن كه همه ی اين ها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آن ها را موانع مي‌شناسيم
 
اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي، خود همين جاده است. بياييد از هر لحظه لذت ببريم.
 
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي
بازگشت به دانشگاه
كاهش وزن
افزايش وزن
شروع به كار
مهاجرت
دوستان تازه
ازدواج
شروع تعطيلات
صبح جمعه
در انتظار دريافت وام جديد
خريد يك ماشين نو
باز پرداخت قسط ها
بهار و تابستان و پاييز و زمستان
اول برج
پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون
مردن
تولد مجدد
و...
 
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.
 
هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.
 
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.
 
اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد..
2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
 
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد..
 
روزهاي تشويق به پايان مي رسد! نشان هاي افتخار خاك مي گيرند! برندگان به زودي فراموش ميشوند!
 
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.
2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.
3. افرادي كه با مهرباني هايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.
4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آن ها لذت مي بريد، نام ببريد.
حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
 
افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند، ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند ....
 
آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همان هايي كه در همه ی شرايط، كنار شما مي مانند ...
 
كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است.
 
شما در كدام ليست قرار داريد؟ نمي دانيد؟
اجازه دهيد كمكتان كنم.
شما در زمره ی مشهورترين نيستيد...،
 
شما از جمله كساني هستيد كه براي در ميان گذاشتن اين پيام در خاطر من بوديد

--


زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست.




--



[ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 0:0 ] [ الهه ] [ ]

آموخته‌ام که وابسته نباید شد

          نه به هیچ کسی‌ و نه به هیچ رابطه ای !

                       این نشدنی ‌‌ترین اصلی‌ بود که آموختم ...

 

[ یکشنبه 22 آبان1390 ] [ 17:51 ] [ الهه ] [ ]

از من که گذشت ولی‌ به دیگری موقتی بودنت را

 

گوشزد کن تا فکری به حال جای خالیت بکند...

 

 

[ یکشنبه 22 آبان1390 ] [ 17:50 ] [ الهه ] [ ]

 نمی دانم پس از مرگم که آید بر مزار من؟

                                         که بنشیند به سوگ من؟

                 سیاه چشمی سیاه بر تن کند یا نه؟

       تو را سو گند به جان دلبرت سوگند مرا هم یاد کن

                                آن شب که من در زیر خاک سرد  تنهایم....

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 15:37 ] [ الهه ] [ ]

رئيس جمهور


    
از برخي شهرهاي ميهن بازديد كرد


    
و هنگام ديدار از محله ما فرمود:


    «
شكايتهاتان را صادقانه و آشكارا باز گوييد
 

   و از هيچ كس نترسيد،


    
كه زمانه هراس گذشته است


    
    
دوست من ـ حسن ـ گفت:


    «
عالي جناب!


    
گندم و شير چه شد؟


    
تامين مسكن چه شد؟


    
شغل فراوان چه شد؟


    
و چه شد آن كه داروي بينوايان را به رايگان مي‌بخشد؟


    
عالي جناب!


    
از اين همه 


    
هرگز، هيچ نديدم


    
    
رئيس جمهور


    
اندوه‌گنانه گفت:


    «
خدا مرا بسوزاند؟


    
آيا همه اينها در سرزمين من بوده است؟


    
فرزندم!


    
سپاسگزارم كه مرا صادقانه آگاه كردي،


    
به زودي نتيجه نيكو خواهي ديد».


    
    
سالي گذشت، 


    
دوباره رئيس را ديديم،


    
فرمود :


    «
شكايت‌هاتان را صادقانه و آشكارا باز گوئيد


    
و از هيچ كس نترسيد،


    
كه زمانه ديگري است


    
    
هيچ كس شكايتي نكرد،


    
من برخاستم و فرياد زدم:


    
شير و گندم چه شد؟


    
تامين مسكن چه شد؟


    
شغل فراوان چه شد؟

 

     چه شد آن كه داروي بينوايان را به رايگان مي‌بخشد؟
   

 با عرض پوزش، عالي جناب!


    
دوستِ من ـ حسن ـ  چه شد؟».

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 15:24 ] [ الهه ] [ ]

این متن ازدکترشریعتیه

 

یکی ازعزیزترینام این متنو دوست داشت

 

حالاخودش نیست ولی

 

یادش هست دلم براش تنگ شده

 

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

،

گلویم سوتکی باشد

،

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را


[ دوشنبه 11 بهمن1389 ] [ 21:0 ] [ الهه ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خسته ام از همه.... خسته از دنیا....

هفته هاست غریب افتاده ام ...

دور از تمام کسانی که دوستشان دارم...

دلتنگی امانم را بریده...

با یک دنیا بغض یک دنیا حرف در گلو

بی هیچ گوش شنوایی...

بی هیچ هم زبانی...

تازه می فهمم غربت را.می نویسم.

سکوت دیوانه وار دیوانه ام می کند

با درو دیوار حرف میزنم.

چت باکس


امکانات وب